زيبايي در قلب کسي که مشتاق آن است روشن تر مي درخشد تا در چشمان کسي که آن را مي بيند
خوشبختی درونی است نه بیرونی؛ از این رو به آنچه هستیم بستگی دارد, نه آنچه داریم. جهان از ريزترين ذراتش كه تا به حال بشر توان ديدن آن را يافته تا دورترين كهكشان ها، نمونه بارزي از حركت و پويايي است. پويايي نياز به خلاقيت دارد. روزگاري پدران ما اين خلاقيت را در راديوهاي ترانزيستوري شاهد بودند و امروز ما در دنياي ديجيتال. شايد هم فردا فرزندان ما در دنياي پرتوهاي عجيب و غريب. آنچه موجب تمايز ميان عصر حاضر با ساير برگ هاي تاريخ زندگي بشر گرديده، فن آوري و تبادل اطلاعات مي باشد و دنياي ديجيتال توان تبادل اطلاعات را بسيار افزايش داده است. اگر بيش از ماهي N ساعت به اينترنت وصل مي شويد بي آنكه كار خاصي جز پرسه زدن و چت كردن داشته باشيد مي بايست از تعداد اين ساعت ها كم كم بكاهيد تا در يك برنامه زمان بندي سه ماهه دست كم نيمي از اين زمان را كم كنيد. اينترنت جز فضايي مجازي چيز ديگري نيست. فضايي پر از خالي! (ادامه مطلب را استثنا حتما بخوانيد)... در انتظار بهترين ايدهها نباشيد. ايده بهتر را اجرا كنيد، ايدههاي بهتر و بهتر به دنبالش خواهند آمد. مرخصي بايد به اندازهاي طول بكشد كه رئيستان دلش براي شما تنگ شود، نه آنقدر كه متوجه شود بدون شما هم ميتواند كارهايش را انجام دهد. نويسنده : محمد مهد ي سپهري مقدمه در اين نوشته به ويـژگیهـای کلّی يک مقاله علمی - پژوهشی برای انتشــار در نشرياتـی که مقـالات آنها مـورد داوری قرار میگيرند (Refereed Journals) پرداخته شده است. اين نشريات يا مجلّهها پس از دريافت مقاله آن را برای داوری نزد سه يا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنايی دارند ارسال میدارند. پس از دريافت نظرات و پيشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّيت انتشار داشته باشد، نشريه مقاله مورد بحث را منتشر مینمايد. چارچوبهای آورده شده در اين نوشته نيز میتواند برای مقالههای ارسالی برای همايشهای علمی که مقالات آنها داوری میشوند مورد توجّه قرارگيرد. توصيه جدّی میشود که معيارهای زير در هر مقاله علمی - پژوهشی مورد رعايت قرارگيرند. رعايت اين معيارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذيرش آن را در يک مجله علمی - پژوهشی افزايش میدهد. التبه نه همه همه........!!!!!! فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران... زلال که باشي، آسمان در توست....!!! گروه پژوهش (گروه محققان ايراني و علاقه مندان به پژوهش و مطالب پژوهشي در ياهو) بسياري از نويسندگان وبلاگها مايلند كه مطالب وبلاگشان را توسط كاربران اينترنت كه مخاطبان اصلي آنها هستند خوانده شده و از نظراتشان بهره مند شوند. در حقيقت، ميتوان حيات هر وبلاگ را وراي وابسته بودنشان به نوشتن مطالب جديد و پرمحتوا ، وابسته به داشتن خوانندگان ثابت و علاقهمند دانستند. اين موضوع باعث شدهاست كه نويسندگان وبلاگها پيوسته بهدنبال راهي براي افزايش شمار خوانندگان خود باشند. با عضويت در گروه پژوهش شما مي توانيد با ارسال تنها يك ايميل پيام خود را به كليه اعضاي آن گروه برسانيد. جهت آشنايي بيشتر به ادامه مطالب مراجعه فرمایید هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم . آئیننامه ارتقای مرتبه اعضای هیأت علمی“ چارچوب اصلی پیشرفت شغلی اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی است. مقررات حاكم بر این آییننامه همچون هر آئیننامه دیگری، هر چند وقت یكبار نیازمند بازنگری و اصلاح است. مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی در راستای نظرخواهی از ذینفعان این آئیننامه، فرم زیر را در سطح جامعةآماری اعضای هیأت علمی دانشگاهها و سایر مؤسسات آموزش عالی ارسال میكند. خواهشمند است با بذل فكر و وقت خود، مسئولان را در اصلاح هر چه بهتر آئیننامه ارتقاء یاری دهید. همچنین توصیه میشود برای پاسخگویی دقیقتر، متن آئیننامه ارتقا را دقیقاً مطالعه فرمایید.و پس از پر کردن فرم را به آدرس institute@irphe.ir ارسال نمایید. فرم نظر خواهی : نظرسنجی آیین نامه ارتقا اعضای هیئت علمی آیین نامه: اينجا دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن. در مطالعاتی که محقق با پدیده اجتماعی با جامعه مورد مطالعه مستقیماً نمیتواند تماسی داشته باشد در جمع آوری اطلاعات از اسناد و مدارک و کتب استفاده میکنند, این تحقیقات را کتابخانهای مینامیم . در این نوع تحقیقات برای جمع آوری اطلاعات از ابزاری تحت عنوان "فیش"بهره میگیریم و اصطلاحاً این شیوه را فیش برداری میگوئیم . فیش مورد استفاده در تحقیقات کتابخانهای به دو نوع تقسیم میشود بشرح زیر: فیش مآخذ فیش موضوعی فیش ماءخذ فیش ماءخذ است که مشخصات کتاب ,مقاله یا مدرک مورد استفاده در تحقیق را بر روی آن مینویسیم. از قطعه کاغذ یا مقوایی به طول دوازده و عرض هشت سانتیمتر میتوان یک فیش ماءخذ تهیه نمود. فیش ماءخذ حاوی نکاتی است که به قرار زیر : 1. نام کتاب 2. نام نویسنده 3. نام مترجم( در صورتیکه کتاب از زبان خارجی به فارسی ترجمه شده باشد). 4. نام ناشر 5. سال انتشار 6. چاپ( در صورتیکه برای دومین بار با دفعات متعدد کتاب به چاپ رسیده است دفعات چاپ ذکر میشود) 7. قطع (قطع جیبی , وزیری و ...) 8. تعداد صفحات 9. محل کتاب (در مواردیکه کتاب نایاب است بایستی نام کتابخانه یا مکانی که کتاب در آنجا یافت میگردد ذکر شود.( محقق پس از ارائه طرح تحقیق و انتخاب جامعه مورد مطالعه و انجام مراحل مقدماتی با ید کلیه ماءخذ و منابعی را که در ارتباط با موضوع مورد تحقیق وی وجود دارد جمع آوری نموده و مشخصات هریک را بر روی یک فیش بنویسید. بدین ترتیب در ارتباط با موضوع تحقیق دهها و گاهی صدها فیش ماءخذ جمع آوری میگردد که منابع آنها به ترتیب خاصی مورد استفاده قرار میگیرد. فیش موضوعی فیش موضوعی فیشی است که برای استخراج محتوای کتب و مقالات مورد استفاده قرار میگیرد. در قطعهای مختلف تهیه میشود ولی رایجترین آنها فیشی است به طول پانزده و عرض ده سانتیمتر محتوای کتب و مقالاتی را که بعنوان منابع تحقیق قبلاً از طریق فیش ماءخذ مشخص نمودهایم به حسب موضوعات اصلی و موضوعات فرعی در فیش های موضوعی وارد کرده و بدین ترتیب میتوانیم در پایان مرحله استخراج , عصاره منابع استخراج شده را بصورت صدها و هزاران فیش موضوع داشته باشیم و سپس با استفاده از آنها نوشتن گزارش خود را آغاز کنیم. زندگی در بودن نیست در شدن است، شدن چیزی است که قبلا نبوده ای...... پرسشنامه یکی از شیوههایی است که در کار تحقق رواج فراوان دارد و در جامعه شناسی بیش از هر تکنیک دیگر از آن استفاده میشود. پرسشنامه بصورت مختلف زیر مورد استفاده قرار میگیرد: سومین مرحله از کار تحقیق که مرحله بسیار با اهمیتی نیز محسوب میگردد, زمانی است که پس از انجام مقدمات کار یعنی مشخص و معین شدن جامعه مورد مطالعه و تنظیم فرضیهها با توسل به تکنیک های خاصی ,اطلاعات و ارقام لازم را از جامعه مورد مطالعه جمع آوری میکنیم . مهمترین تکنیک های جمع آوری اطلاعات عبارتند از : پرسشنامه تحقیقاتی مشاهده در تحقیق استفاده از فیش نمونه گیری مونو گرافی تعریف بسیار ساده و کوتاهی که میتوان از فرضیه ارائه داد این است که بگوئیم فرضیه یک تئوری ثابت نشده است یا به عبارت دیگر نظریهای است که هنوز به محک آزمایش در نیامد است . اما تعریف دقیق تر هم میتوانیم از فرضیه ارائه دهیم بشرح زیر : قبل از هر گونه اقدامی برای انجام یک تحقیق میباید موضوع مورد مطالعه را از جهات مختلف مورد شناسایی دقیق قرار دهیم. در این شناسائی نکاتی مورد توجه قرار میگیرد که عبارتند از: پیشینه تحقیق:محقق در معرفی موضوع مورد مطالعه از کلیه تحقیقات انجام شده قبلی میتواند کمک بگیرد و احاطه خود را نسبت به موضوع بیشتر نماید. تحقیقات اجتماعی انجام شده پیشین همچنین میتواند علاوه بر شناخت موضوع به مسائل و مشکلاتی که محققان دیگر ضمن انجام تحقیق با آن روبرو بودهاند و پی ببرد و بدین ترتیب از خطاها و دوباره کاریها احتراز نموده و در مقابل از تجربیات پیشینیان بهره گیرد. سرمايه ي عمر آدمي يک نفس است وان يک نفس ازبراي يک همنفس است گر نفسي با نفسي همنفس است ان يک نفس از براي يک عمر بس است قلههای مرتفع درههای عميق دارند و انسانهای بزرگ اشتباهات بزرگی مرتکب میشوند. اتو کلاین برگ (1945) روانشناسی اجتماعی را علم مطالعۀ رفتار فرد در وضع گروهی تعریف کرده است. به عبارتی روانشناسی اجتماعی اثرات حضور دیگران را بر فرد ، یا رفتار فرد را تحت تاثیر گروه ،مورد برسی قرار میدهد. روانشناسی اجتماعی بر تاثیر گروه روی رفتارهای فرد است. یعنی اینکه فرد وقتی داخل گروه قرار می گیرد چه تغییراتی در رفتارهای او در مقایسه با حالت تنها بودن وی میتوان مشاهده کرد و همچنین با جامعه شناسی ، مردم شناسی و روانشناسی عمومی در ارتباط و مقایسه میباشد. در زیر از مهمترین روشهای تحقیقی روانشناسی اجتماعی چند مورد ارائه میشود. بطور کلی در مطالعات اجتماعی از دو روش استفاده میشود که اصطلاحا یکی را ژرفانگر یا ژرفائی و دیگری راپهنانگر یا پهنایی مینامند. روش ژرفائی خاص مطالعات مردم شناسی است و روش پهنائی یا پهنانگر را در مطالعات جامعه شناسی بکار میبرند.هر یک از این دو روش دارای تکنیک ها یا فنونی خاص هستند . روشهای مذکور را میتوان به دو دسته تقسیم نمود: روش میدانی :منظور از مطالعات میدانی تحقیقاتی است که موضوع مورد مطالعه در اختیار محقق قرار داشته باشد و یا به عبارت دیگر محقق را بدان دسترسی باشد بعنوان مثال وقتی محقق هدفش مطالعه در زندگی کشاورزان ساکن یک روستا و یا قشری از جامعه و یا گروهی از کارگران یک موسسه تولیدی و یا مردم عشایری باشد مطالعه, از نوع مطالعه میدانی است و اطلاق اصطلاح میدانی به مفهوم ارتباط مستقیم و رویاروی محقق با پدیده های مورد مطالعه است . روش کتابخانه ای :منظور از مطالعات کتابخانهای مطالعاتی است که موضوعات مورد مطالعه در اختیار و دسترس محقق قرار نداشته و غالباً مربوط به گذشتهای دور یا نزدیک میگردد. به همین دلیل غالباً اصطلاح مطالعات کتابخانهای را مترادف با مطالعات تاریخی بکار میبرند. تحقیق اعم از میدانی یا کتابخانهای از مراحلی می گذرد که عبارتند از: 4. استخراج و دسته بندی اطلاعات 5. تهیه جداول(جداول مادر و نهایی)در صورت استفاده از روش میدانی 6. کشف رابطه علی و حصول به نظریه(تئوری( تنها تفاوتی که در تحقیقات میدانی و کتابخانهای در ارتباط با مراحل فوق وجود دارد مربوط به تکنیک های جمع آوری اطلاعات میشود . پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی.«مهاتما گاندی» آئیننامه ارتقای مرتبه اعضای هیأت علمی“ چارچوب اصلی پیشرفت شغلی اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی است. مقررات حاكم بر این آییننامه همچون هر آئیننامه دیگری، هر چند وقت یكبار نیازمند بازنگری و اصلاح است. مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی در راستای نظرخواهی از ذینفعان این آئیننامه، فرم زیر را در سطح جامعةآماری اعضای هیأت علمی دانشگاهها و سایر مؤسسات آموزش عالی ارسال میكند. خواهشمند است با بذل فكر و وقت خود، مسئولان را در اصلاح هر چه بهتر آئیننامه ارتقاء یاری دهید. همچنین توصیه میشود برای پاسخگویی دقیقتر، متن آئیننامه ارتقا را دقیقاً مطالعه فرمایید.و پس از پر کردن فرم را به آدرس institute@irphe.ir ارسال نمایید. فرم نظر خواهی : نظرسنجی آیین نامه ارتقا اعضای هیئت علمی آیین نامه: اينجا زندگی در بودن نیست در شدن است شدن چیزی است که قبلا نبوده ای راز شاد زیستن انجام دادن آنچه دوست داریم نیست، دوست داشتن آنچه انجام می دهیم است . اتو کلاین برگ (1945) روانشناسی اجتماعی را علم مطالعۀ رفتار فرد در وضع گروهی تعریف کرده است. به عبارتی روانشناسی اجتماعی اثرات حضور دیگران را بر فرد ، یا رفتار فرد را تحت تاثیر گروه ،مورد برسی قرار میدهد. روانشناسی اجتماعی بر تاثیر گروه روی رفتارهای فرد است. یعنی اینکه فرد وقتی داخل گروه قرار می گیرد چه تغییراتی در رفتارهای او در مقایسه با حالت تنها بودن وی میتوان مشاهده کرد و همچنین با جامعه شناسی ، مردم شناسی و روانشناسی عمومی در ارتباط و مقایسه میباشد. در زیر از مهمترین روشهای تحقیقی روانشناسی اجتماعی چند مورد ارائه میشود. تحقیق آرشیوی این روش به تجزیه تحلیل اطلاعات موجود در بایگانیها و سوابق موجود درباره وقایع و رویدادهای گذشته اطلاق میشود. اگر یک روانشناس اجتماعی بخواهد درباره مسائل روانشناسی اجتماعی دوران صفویه تحقیق کند راهی به جزء مراجعه به آرشیوها ، کتابهای تاریخ ، نوشتهها ، نامهها و سفرنامههای که حاوی اطلاعاتی درباره دوره صفویه هستند، ندارد. تحقیق زمینه یابی این روش به اسامی دیگری چون تحقیق پیمایشی و تحقیق نظرخواهی نیز نامیده شده است، هنگامی بکار میرود که محقق بخواهد با نظرخواهی از یک گروه نمونه انتخاب شده ، نظر یک جامعه آماری بزرگ را درباره موضوعهای مختلف بداند. نمونههای که در کشور ما رایج است، نظرخواهیهای است که از مردم درباره ویژگیهای کارگر نمونه ، معلم نمونه ، نماینده مجلس شورای اسلامی صورت میگیرد. کاملترین صورت تحقیق زمینه یابی رفراندوم است که در آن از کل یک جامعه آماری درباره موضوعی مانند نوع حکومت نظرخواهی میشود. برای جمع آوری اطلاعات در تحقیق زمینه یابی از مصاحبه و پرسشنامه استفاده میشود؛ مصاحبه روشی است که محقق طبق یک برنامه از پیش تعیین شده از آزمودنیها بطور شفاهی سوالاتی کرده و پاسخ آن را ثبت میکند. این مصاحبه میتواند حضوری ، تلفنی ، تلویزیونی و رادیوی باشد. روش پرسشنامه ، که در آن پاسخ دهنده سوالاتی را که از پیش نوشته است، خود مطالعه کند و به آنها به صورت کتبی پاسخ بدهد. در هر حالت ، محقق حیطه تحقیق خود را مشخص کرده و بعد مجموعهای از سوالات را طرح میکند که پی به باورها ، نگرشها و تجربههای آزمودنیهای گروه نمونه در رابطه با موضوع تحقیق ببرد. تحقیق میدانی در این روش محقق مدتی در میان جامعه مورد تحقیق خود زندگی میکند و به تحقیق درباره موضوعی خاص در آن محیط میپردازد. محقق هیچگونه دستکاری در محیط انجام نمیدهد، بلکه بدون هیچ دخالتی در جریان طبیعی رویدادها تا آنجایی که میتواند اطلاعات جمع آوری میکند در این تحقیق میدانی ، مشاهده عنصر اصلی را تشکیل میدهد. آزمایش طبیعی در این روش آزمایشگر طرح آزمایش خود را پس از وقوع یک سانحه طبیعی مثل زلزله یا سیل اجرا میکند. نمونههای مختلفی از این آزمایشها بوسیله والاس و جانیس انجام گرفته است. در این پژوهشها واکنشهای افراد در برابر ویرانیها و تلفات جانی ایجاد شده بوسیله طوفان و گردباد مورد برسی قرار گرفته و نتیجه گیریهای جالبی در زمینه اینگونه واکنشها از قبیل بهت زدگی ،انکار ، پذیرش تدریجی و کوشش برای جبران و باز سازی بدست آمده است. آزمایش میدانی در این روش محقق طرح یک آزمایش را در محیط طبیعی پیاده میکند، مثلاً؛ یک محقق ممکن است بخواهد تأثیر اضافه پرداخت را بر روی میزان تولید مطالعه کند. مهمترین حسُن میدانی اعتبار نتایج آن است؛ زیرا این نتایج از محیط واقعی بدست آمدهاند و نه از موقعیت مصنوعی آزمایشگاه. بطور کلی در مطالعات اجتماعی از دو روش استفاده میشود که اصطلاحا یکی را ژرفانگر یا ژرفائی و دیگری راپهنانگر یا پهنایی مینامند. روش ژرفائی خاص مطالعات مردم شناسی است و روش پهنائی یا پهنانگر را در مطالعات جامعه شناسی بکار میبرند.هر یک از این دو روش دارای تکنیک ها یا فنونی خاص هستند . روشهای مذکور را میتوان به دو دسته تقسیم نمود: روش میدانی :منظور از مطالعات میدانی تحقیقاتی است که موضوع مورد مطالعه در اختیار محقق قرار داشته باشد و یا به عبارت دیگر محقق را بدان دسترسی باشد بعنوان مثال وقتی محقق هدفش مطالعه در زندگی کشاورزان ساکن یک روستا و یا قشری از جامعه و یا گروهی از کارگران یک موسسه تولیدی و یا مردم عشایری باشد مطالعه, از نوع مطالعه میدانی است و اطلاق اصطلاح میدانی به مفهوم ارتباط مستقیم و رویاروی محقق با پدیده های مورد مطالعه است . روش کتابخانه ای :منظور از مطالعات کتابخانهای مطالعاتی است که موضوعات مورد مطالعه در اختیار و دسترس محقق قرار نداشته و غالباً مربوط به گذشتهای دور یا نزدیک میگردد. به همین دلیل غالباً اصطلاح مطالعات کتابخانهای را مترادف با مطالعات تاریخی بکار میبرند. به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است. آنچه به تحقيق و پژوهش يك محقق، ارزش و سود ميبخشد، عرضة آن براي ديگران است. اين عرضة خوب و شايسته، نياز به كيفيت خوبِ نگارش و تدوين دارد و بدون آن، زحماتِ محقق، بهاي لازم خود را نمييابد. در تدوين و نگارش، شكل دادن به مجموعة دستاوردهاي تحقيقي مطرح است. در اين باره هر چه كار، دقيقتر، روانتر، منطقيتر و مستدلتر و مفيدتر باشد، ارزش بيشتري دارد. هنر نويسندگي و قدرت بر نگارش صحيح و روان، در اين زمينه تأثير بسزايي دارد. در اين بخش، هم رعايت قواعد ادبيات فارسي و دستور زبان لازم است، هم درست نوشتن كلمات از نظر املايي و رسم الخطّي مورد نظر است، هم اسلوب ظاهر وشكل نوشته و علايم نگارشي، و هم صحت مطالب و درستي مفاهيمي كه در نوشته عرضه ميگردد. پس، بايد « درست » نوشت، درست نويسي از جهاتِ: ـ املايي ـ رسم الخطّي ـ دستور زبان ـ علايم نگارشي ـ محتوا پيكرة نوشته، بايد داراي مقدمه، مطلب و استنتاج باشد. تيتر و عنوان مطلب و عناوين داخلي هم نبايد فراموش شود. ذكر مآخذ و مدارك مطالب هم ضروري است. داشتن فهرست و كتاب نامة دقيق براي نوشتهها هم، مكمل آن است. بخشهاي تنظيمي يك گزارش يا جزوة تحقيقي را ميتوان اينگونه خلاصه كرد: 1. صفحة اول (صفحة عنوان، شامل نام نوشته و گزارش، نويسنده، تاريخ و .... ) 2. فهرست مطالب 3. پيشگفتار، سرآغاز، مقدمه و .... 4. متن تحقيق و گزارش 5. پيوستها، ضمايم، تصاوير، جدولها و .... 6. فهرست اعلام، اماكن و ..... 7. فهرست منابع و مأخذ 8. كتاب نامه (معرفي كتابهاي مستقل يا غير مستقل پيرامون موضوع پژوهش) البته به تناسب مورد، شايد نياز به بخشهايي كمتر يا بيشتر از آنچه ياد شد، باشد. 1. انتخاب نام « كوتاه » و « گويا » براي اثر تحقيقي 2. تيترها و عناوين فرعي، هر چه كوتاهتر و گوياتر باشد، بهتر است. عنوانها نبايد حالت جمله داشته باشد. 3. پرهيز از افراط و تفريط در فصل بندي و تيتر و عنوان. فصل بندي بايد با حجم نوشته تناسب داشته باشد. عنوانها مثل ايستگاههاي اتوبوس ميماند كه نه خيلي با فاصله بايد باشد، نه خيلي نزديك به هم. 4. در نقل قولها، اگر نقل مستقيم است، در عبارت، دخل و تصرف نشود و در صورت تغيير حتماً اشاره شود كه مثلاً: اقتباس ، تلخيص، تغيير، ترجمة آزاد، نقل به مضمون، تصرف در الفاظ و ... است، تا توسط خوانندگان تهمت تحريف و عدم امانت زده نشود و اگر ترجمة متون عربي، به ويژه در متنهاي دشوار، از ترجمة خاصّي استفاده شده است، قيد گردد تا حق ديگران تضييع نشود. 5. در منابعي كه در پاورقي آورده ميشود، بايد نام كتاب به صورت كامل، و نيز نام مؤلف، شمارة جلد و صفحه بيان شود. اگر كتابي چند چاپ شده و نوع آنها در صفحات مختلف است، در ارجاع، به نوبت چاپ هم اشاره شود. اگر بار اول، اطلاعات مربوط به كتاب مأخذ داده شد، در نوبتهاي بعد لازم نيست. 6. در ارجاعات، از روش تلخيص و كد و رمز استفاده ميشود؛ مثلاً به جاي اينكه نوشته شود در اين باره به كتاب الميزان، تأليف مرحوم علامه طباطبايي، جلد دوم، صفحة 45 از چاپ بيروت مراجعه كنيد، ميتوان نوشت: (ر.ك: الميزان، علامه طباطبايي، ج 2، ص 45، ط. بيروت) 7. مطالب را در حد امكان، از منابع اصلي و قديمي و دست اول نقل كنيم، نه از كتابهاي دست چندم و دمِ دست. 8. نوشتهها برخوردار از: زيبايي خط، سليقه و تميزي، فاصلة مناسب بين سطور، فاصلة مناسب سطور از اطراف صفحه، سرسطر آمدنها و پاراگراف بندي، جايگاه مناسب تيترها در صفحات و ... باشد. 9. جملات، طولاني و داراي تعبيرات دشوار و نامأنوس نباشد. 10. اگر در نوشته، آيات و احاديث يا اسماء نامأنوس عربي يا غربي يا اصطلاحات باشد، اعراب گذاري شود، تا خواننده دچار اشتباه نگردد. 11. در نوشته، علايم نگارشي مانند: . ، : « » ـ ( ) ؟ ! و امثال اينها به كار رود 12. در نوشتههاي علمي و تحقيقي، از قلم پردازيهاي غير لازم و لفاظيهاي انشايي پرهيز شود. 13. انسجام و پيوستگي مطالب، قدم به قدم تا حصول نتيجه. جواد محدثي، روشها، ص 73. آنچه در يك گزارش خوب مطرح است، نكاتي از اين قبيل است: ـ مطمئن و دقيق بودن اطلاعات گرد آمده ـ دخالت ندادن احساسات و سليقههاي شخصي در مطالب ـ كافي و به اندازة لازم بودن مطالب، نه كمتر و نه بيشتر ـ منظّم و منسجم بودن تقسيم بندي و فصل بندي مطالب ـ ابتكار و نوآوري و طرح مسائل تازه و شيوههاي جديد ـ دقت در نقل قولها و پرهيز از تحريف ـ رواني عبارات و درستي علامتها و رسم الخط در نگارش. با دقت در جهات حسنِ يك گزارش، عيوب آن نيز آشكار ميشود. فقدانِ هر يك از نكات ياد شده، نوعي ضعف به حساب ميآيد. مثلاً ضعفِ انشا، نارسايي در جمله بندي، غير منسجم بودن مطالب، آمار و اطلاعات ناصحيح و غير دقيق، ارائة مطالب تخميني و حدسي بدون اتّكاء به اسناد و آمار، تناقص در بخشهاي يك گزارش و ... همه از عيوب يك گزارش محسوب ميشود. معلومات مورد نظر را در تحقيق و گزارش، از منابع عمومي يا منابع خاصّ به دست ميآوريم. منابع محقق و گزارشگر عبارت است از: 1. مطالعه؛ 2. مشاهده؛ 3. مصاحبه؛ 4. انديشه؛ 5. منابع شنيداري و تصويري. مطالعة كتب، مقالات، مطبوعات، پروندهها و آثار مكتوب پيرامون موضوع، يك راه است. مشاهدة حضوري از صحنه، حادثه، سوژة پژوهش و ثبتِ ديدهها و شنيدهها به عنوان مواد خام كاربرد دارد و اغلب، سريعترين و مطمئنترين دانستنيها را در اختيار پژوهشگر ميگذارد. مصاحبه، چه با افراد كارشناس و صاحب نظر در مسائل تخصصي، و چه با گفت وگو با عموم در مسائل عام به صورت گزارشهاي مردمي و گردآوري نظرات شاهدان صحنه و آگاهان از موضوع، راه ديگري است. پرس و جو و طرح سؤال، به عنوان مكمل مصاحبه، راه ديگري براي كسب معلومات است. طرح سؤال هم به صورت حضوري ميتواند باشد (اگر پرسشگر، قوي و هشيار باشد و بتواند در مصاحبة حضوري، معلومات بيشتري به دست آورد) و هم ميتواند به صورت پرسشنامة مكتوب، با سؤالاتِ از پيش طرح شده باشد. هر يك از اين دو شيوه، مزايايي دارد كه در ديگري نيست. از راه طرح سؤال و مصاحبه، به مطالبي ميتوان دست يافت كه در كتاب خانهها و اسناد مكتوب و جرايد و بولتنها نيست. تحقيق و گزارش، بسته به اينكه تحقيق ميداني يا كتابخانهاي باشد، نوع مأخذ و منابعي كه مورد استفاده قرار ميگيرد، تفاوت ميكند. استفاده از پرس وجو، مصاحبه، مشاهده، تحقيقات محلّي و ... در پژوهشهاي ميداني كاربرد دارد، نه در تحقيقهاي كتابخانهاي. در هر صورت، آمادگي ذهني و تيزهوشي و جولانِ انديشة محقق، پيرامون موضوع مورد كاوش، كار پژوهشي او را جامعتر و غنيتر ميسازد. در اين زمينه، دقت در كارهاي تحقيقي ارزشمند ديگران و توجه به سر فصلها، جزئيات، منابع و شيوة كار آن، آموزنده است. آنچه انسان از رسانههاي صوتي و تصويري ميشنود يا ميبينداز منابع ديگر يك محقق به حساب ميآيد، كه نه مكتوب است و نه صحنة عيني آنچه در سخنرانيها، اجلاسها، سمينارها و ... مطرح ميشود، نيز آنچه كه به صورت نوار يا فيلم وجود دارد، همه ميتواند منابعي جهت تهية مطلب مورد توجه قرار گيرد. روشن است كه پژوهشگر، در زمينههاي فوق هم آنچه را نقل ميكند بايد با ذكر دقيقِ منبع همراه باشد. همچنان كه اشاره شد، تا حد بسياري تحقيق و گزارش همسان است، بنابراين براي تهيه گزارش مراحل زير، پيموده ميشود: 1. مشخص ساختن موضوع گزارش 2. تعيين محورها و سؤالهاي مطلوب در گزارش 3. تهية اسناد، مدارك و گردآوري اطلاعات 4. تجربه، مشاهده، بررسي و مطالعه منابع، مجلاّت و ... 5. تدوين و تنظيم نهايي همة آگاهيهاي فراهم شده 6. ضميمه ساختن اسناد، جدولها، آمارها، تصاوير و ... . گزارش نويسي، در واقع نوعي تحقيق پيرامون مسألة خاصّي است كه اغلب جنبة اجتماعي يا خبري دارد و عمدة مطالبِ بحثِ روش تحقيق، در اين جا نيز كاربرد دارد. گزارش عبارت است از « ارائه آگاهيهايي دربارة موضوعي خاصّ به ديگران، جهت اطلاع يافتن يا تصميم گيري طبق آن». از جهاتي گزارش تقسيماتي دارد: الف. از نظر نوع: 1. گزارش شخصي و غيررسمي؛ 2. رسمي و اداري. گزارشهاي غيررسمي، اغلب طبق علاقة شخصي فراهم ميشود، مثلاً در بازديدها، خاطرات، ثبت وقايع، تنظيم رسالهها و پايان نامهها و ... اين نوع گزارش را كه جنبة فردي و احساسِ شخصي دارد ميتوان « خاطره نويسي » ناميد. اما گزارشهاي رسمي، اغلب طبق درخواست مراكز و مقامات مسئول از زير مجموعههاي خود در زمينههاي اقتصادي، اداري، آموزشي و ... است. ب. از نظر زمان بندي نيز تقسيماتي دارد. همچون: روزانه؛ هفتگي؛ ماهانه؛ شش ماهه؛ سالانه و ... . ج. به لحاظ ديگر، گزارشها يا « ادواري » است يا « اتّفاقي ». ادواري آنهاست كه در زمانهاي معيني به طور مرتب، تهيه و ارسال ميشود؛ ولي اتفاقي بنا به پيش آمدها و حوادث و موضوعات خاصّ مقطعي است كه نياز به تهيه گزارش پيش ميآيد. د. از نظر تهيه كنندگان نيز، گاهي به صورت « فردي » است، گاهي « گروهي ». گزارش گروهي بيشتر آنجاست كه دامنة موضوع، گسترده است يا مسأله، شاخهها و بخشهاي متعددي دارد كه در جمع آوري اطلاعات و مواد لازم براي تدوين گزارش، افراد مسئول يا صاحب اطلاع در بخشهاي مختلف، همكاري ميكنند و از مجموعة مطالب گرد آمده، گزارشي جامع تهيه ميگردد. مهمترين منابعي را كه ميتوان براي « معارف اسلامي » به مفهوم عام آن بر شمرد، از اين قرار است: 1. قرآن، با تفسيرهاي متعدد و گوناگون آن از قديم و جديد، عربي و فارسي، شيعه و عامه، با مذاقها و شيوههاي گوناگون روايي، ادبي، عرفاني، كلامي، علمي و فلسفي. 2. نهج البلاغه، با شروح مختلف آن. 3. سنّت و حديث، ( احاديث قدسي، احاديث نبوي، احاديث ائمه ) 4. كتب اربعة شيعه، كه از معتبرترين منابع شيعه و قديميترين آنهاست كه عبارتند از: الف. كافي (كليني) اصول كافي، فروع كافي و روضة كافي ب. تهذيب (شيخ طوسي) ج. استبصار (شيخ طوسي) د. من لا يحضره الفقيه )صدوق) 5. وسائل الشيعه (20 جلد يا 30 جلد با تصحيح) (شيخ حر عاملي) 6. مستدرك الوسائل (چاپ جديد با تصحيح 18 جلد) (شيخ نوري( 7. بحار الأنوار (110 جلد) (علامة مجلسي) 8. سفينة البحار (2 جلد، چاپ جديد با تصحيح، 8 جلد) از محدث قمي ( كليدي براي مطالب بحار الأنوار) 9. مستدرك سفينة البحار (10 جلد) نمازي شاهرودي 10. وافي (14 جلد، چاپ جديد با تصحيح تاكنون 21 جلد) (فيض كاشاني) 11. غررالحكم (2 جلد يا 7 جلد چاپ دانشگاه) (آمِدي) 12. محجّة البيضاء (8 جلد) (فيض كاشاني) 13. محاسن برقي (2 جلد) (ابو خالد برقي( 14. علل الشرايع (2 جلد) (صدوق) 15. تحف العقول (ابن شعبة حّراني) 16. احتجاج طبرسي (مرحوم طبرسي) 17. مكارم الأخلاق (طبرسي) 18. جامع احاديث الشيعه (21 جلد) (معزّي) 19. الحياة (6 جلد) (محمد رضا الحكيمي) 20. ميزان الحكمة (10 جلد) (محمدي ري شهري) 21. اينها بعضي از مهمترين كتب حديثي علماي شيعه است. كتب حديثي اهل سنت نيز فراوان است، ازجمله: 22. صحاح ستّه (يعني 6 كتاب معتبر و صحيح نزد اهل سنت كه عبارت است از: 23. صحيح بخاري؛ سنن تِرمذي؛ صحيح مسلم؛ سنن نسائي؛ سنن ابوداود؛ الموَطّأ. 24. كنز العمال (16 جلدي) مجموعة حديثي كه از منابع مختلف اهل سنت گردآوري شده است. 25. جامع الأصول من احاديث الرسول (11 جلد) ابن اثير 26. مجمع الزّوائد و منبع الفوائد (10 جلد) (هيثمي). آنچه ذكر شد، به طور عمده در زمينة روايات است. در هر يك از مباحثِ عقايد، فقه، اخلاق، شرح حال، تاريخ، فلسفه، عرفان، علوم قرآني، اصطلاحات علوم و ... نيز منابع عمده و معتبري وجود دارد كه مجال طرح و بيان بيشتري ميطلبد و از منابع مهم ديگر: ۲۷. ادعية اسلامي، چه صحيفة سجاديه و چه كتب دعاي ديگر، كه حاوي مطالب بسياري دربارة معارف اسلامي است. ۲۸. زيارات، متن زيارت نامههاي واردة از ائمه نيز منبعي براي معارف دين است. براي تحقيق در مسائل اسلامي، شرايط و ضرورتهايي لازم است، به قرار زير: 1. آشنايي با زبان عربي 2. آگاهي كافي از معارف اسلامي 3. اطلاع از تاريخ اسلام 4. اطلاع از كتب و تفسير و نظر مفسّران 5. آشنايي با احاديث 6. آشنايي با منابع اسلامي 7. پرهيز از پيش رأي و آزادي از قيد عقايد شخصي 8. آشنايي با لغت و منابع لغوي يك محقق، در كار تحقيقي نياز به مسائل زير دارد تا هم در كارش موفق باشد و به نتيجة مطلوب برسد، و هم نتيجة كارش براي ديگران داراي ارزش و اعتبار باشد: 1. حوصله و صبر 2. تتبع و كاوش در منابع 3. دقت، هم در فهم هم در نقل 4. امانت در نقلها و برداشتها 5. علم و اطلاع، نه فكر و ذوق. ( يعني: ملاك، ذوقيات نيست) 6. آشنايي به موضوع مورد نظر و مورد تحقيق 7. گم نكردن سرخط اصلي، هنگام سند يابي و پژوهش 8. ارتباط « يافته » ها با مطلوبها و « نياز » ها 9. برخورداري كار، از بررسي و استدلال و دقت، تا « تحقيق » شود و گرنه در مرحلة تتبع خواهد بود. البته تتبع مقدمة تحقيق است. 10. برخورداري از زبان ساده و بيان رسا 11. دوري از تعصّب و غرض ورزي و انتقامجويي 12. پرهيز از پيشداوري و تحميل عقيده ( اين در بحث تحقيق در معارف اسلامي هم خواهد آمد). 13. برخورداري از شهامت و صراحت در بيانِ يافتهها. 14. تلاش محقق براي كسب اطلاع و جمع آوري آگاهيهاي لازم براي موضوع مورد نظر، و پيگيري و حوصلة او در كار و پشتكار وي، نقشي عمده در اين زمينه دارد. در موضوعات مختلف، گاهي بايد متون خاص آنها را بررسي و مطالعه كرد تا مطلب مورد نظر را كشف نمود. در اينجا با دو روش ميتوان كار كرد: 1. برخورد همراه با سؤال قبلي 2. برخورد آزاد. منظور از روش نخست، اين است كه محقق، سؤال يا سؤالهاي خاصي را در ذهن خود داشته باشد و براي كشف جواب آنها متني را پژوهش و مطالعه كند. منظور از روش آزاد، آن است كه محقق بدون سؤال خاص، متني را مطالعه كند، هرچه كه توجهش را جلب كرد و برايش جاذبه داشت آنها را يادداشت كند. البته هر كدام از دو روش، محاسن و معايبي دارد. در روش اول گرچه سراغ يك متن و كتاب خاصّ رفتن، همراه با سؤال ذهني و گمشدة خاص، بسياري از فرازها و مطالب را براي ما معني دارتر ميكند و موضوعات، به شكل خاصي براي محقق چشمك ميزند، ولي چون از زاوية خاصي به منبع نگاه ميكند، از بسياري چيزها غافل ميماند، گرچه آنها جالب باشد؛ مثل توريستي كه وقتي همراه دفترچة راهنما از يك شهر بازديد ميكند، موارد بسياري غير از آنچه در دفتر و كتابش هست، از نظرش دور ميماند. در روش دوم، نكات بسياري ممكن است به نظر بررسي كننده بيايد، ولي چون گمشدة خاصّي را تعقيب نميكند، دستاورد تحقيقش كمتر باشد؛ مثل همان توريست كه همين طور در شهري باستاني به گردش بپردازد و مثل تاجري كه گاهي براي خريد جنس خاصّي به كشوري ميرود، يا همين طوري ميرود و ميگردد تا هر چه كه جالب بود بخرد. ولي در مجموع، برخورد سؤالي با منابع مورد تحقيق، سازندهتر و ثمر بخشتر است. در صورت امكان، اگر يك متن چندبار، و هر بار به قصد موضوعي خاص مطالعه شود، بهتر از آن است كه در يك مرور، چند موضوع را همزمان در نظر داشت؛ زيرا در اين شيوه هم موضوعات به يكديگر مخلوط و متداخل ميشود، هم گاهي بعضي از آنها از ذهن فرد، محو و فراموش ميگردد و هم كاوش و استقراي كاملي نخواهد بود؛ مثلاً اگر كسي در « ديوان حافظ » تحقيق كند، يك بار بخواند، به قصد يافتن قطعههاي تاريخي نسبت به عصر حافظ، يك بار براي كشف ديدگاههاي اعتقادي او، يك بار به نيت گردآوري تشبيهها و استعارههاي زيباي شعري، يك بار به قصد موضوعاتي كه در شعر حافظ مطرح است، يك بار با هدف يافتن اصطلاحات خاصي كه در زبان شعري حافظ به كار رفته، بار ديگر به قصد شناخت عرفان حافظ و ... . اين يك شيوه است ( كه البته موفقتر است، ولي وقت و حوصله بيشتري ميطلبد ) گاهي هم در يك مرور و مطالعه، همة اين محورها و ابعاد را همزمان و با هم بخواهد بررسي و استخراج كند. طبيعي است كه گاهي از بعضي غفلت خواهد شد و يا بعضي تحت الشعاع ديگري قرار خواهد گرفت. تنظيم به مجموعة يادداشتهاي تحقيقي، در نهايت كار، بايد شكل و صورت مطلوب و قابل عرضه داد، كه نام آن را «تنظيم» ميگذاريم. شرايط يك تنظيم خوب عبارت است از: الف. دسته بندي اطلاعات ب. جايگزيني آنها در بخشهاي مناسب ج. پرهيز از فضل نمايي در دادن اطلاعات غير لازم، يا غير مربوط. مطالب بدون دسته بندي و به هم ريخته، خود محقق و هم خوانندگان يادداشتها را گيج و خسته ميكند. نامناسب بودن جاي هر مطلب، از ارزش و بهره دهي آن ميكاهد. فضل فروشي در بيان و نقل مطالب غير لازم و غير مربوط هم، جز افزودن بر حجم نوشته و جز كاستن از جاذبه، ثمر ديگري ندارد. بايد يادآور شد كه در مرحلة تنظيم، مسأله « نگارش » هم به ميان ميآيد، كه روش و اصول خاص خودش را دارد و بحثي مستقل و مبسوط است، كه در پايان اين مبحث، نكاتي مربوط به آن خواهيم آورد؛ ولي در همين جا يادآوري ميكنيم كه پيكرة نوشتة تنظيم يافتة ما بايد سه بخش: ( مقدمه ـ متن ـ نتيجه ) را باشد و توانسته باشد حقيقتهاي دريافت شده در تحقيق را به صورتي بليغ و رسا به ديگران انتقال دهد. نكات و مراحل مربوط به تحقيق قسمت هشتم فيش برداري و يادداشت در خلال پژوهش در اسناد و منابع يا كاوش از نمونههاي اجتماعي و ملموس يا تهية گزارش و آمار، يا ثبت وقايع و مشاهدات و ... مطالبي را كه متناسب با « موضوعِ » مورد تحقيق است، بايد يادداشت كرد. برگههاي يادداشت، به نام فيش معروف است. روي هر برگه و فيش تحقيقاتي، بايد اطلاعات لازم را هم در كنار مطلب يا بالاي صفحه ثبت كرد؛ مانند: موضوع كلي، موضوع جزئي، نام و مشخصات دقيق منبع، شماره و تاريخ يادداشت و ... ميتوان از كد و علايم رمزي هم براي موضوعات استفاده كرد. محقق ممكن است صدها هزار يا ميليونها برگة يادداشت و فيشهاي تحقيق داشته باشد كه هر كدام براي موضوعي و هدفي تهيه شده باشد. اطلاعاتي براي كار تحقيق، به كار ميآيد كه اين اوصاف را داشته باشد: ـ عميق ـ گسترده ـ مطمئن ـ كافي. اطلاعات ما در فيشها بايد « سازمان يافته » باشد، و برخوردار از: نظم ظاهري ـ نظم باطني و معنوي. تفكر و انديشيدن از منابع مهم انسان، استفاده از ذخاير فكر و انديشه و حافظه است. تنها نبايد در تحقيق روي مطالعات تكيه داشت، بلكه انديشمندي را هم بايد سهمي در اين امر تعيين كرد. انديشة انسان، گنجينة سرشار و دست نخورداهاي است كه دربارة مسائل مختلف، ميتواند منبع باشد و هر چه بيشتر از آن كار بكشند و به كار و فعاليت وادارند، بازدهي افزونتري داشته باشد؛ مثل چاه آب كه هر چه بيشتر از آن آب استخراج كنند، جوشش بيشتري خواهد داشت و اگر راكد بماند، چه بسا بخشكد. « حافظه » نيز از منابع فراموش شده است. چه بسا مطالبي را قبلاً خوانده يا شنيده باشيم و در حافظه بايگاني شده باشد، كه نياز به « يادآوري » دارد و استفاده از آرشيو حافظه ... . گاهي شنيدن و خواندن چيزي حافظه را فعال ساخته، نكات بسياري در ذهن تداعي ميشود. كشف مرتبطات در مسائل تحقيق، اگر ذهن محقق بتواند موضوعات مختلفي را كه به هم مربوط ميشوند، بشناسد و رابطة آنها را با هم مورد توجه قرار دهد، در بازدهي تحقيق موفقتر خواهد بود؛ آشنايي با كارهاي انجام شده اين كار، هم جلوي دوباره كاري را ميگيرد، هم كار انسان را قويتر و همه جانبهتر ميسازد و هم محقق را از تجارب گذشتگان بهرهمند ميكند. البته در كارهاي تحقيقي ابتكاري كه سابقه نداشته، آشنايي با كارهاي مشابه و انجام شدة قبلي معني ندارد. پس دربارة هر موضوعي كه تحقيق ميشود، بايد از نمونههاي قبلي كار دربارة آن با خبر بود. مأخذ شناسي دربارة هر موضوعي، منابع مهم و مأخذ دست اول و جامعي وجود دارد كه از اطلاعات معتبر و قابل استناد برخوردار است. محقق بايد منبع شناس باشد و با كتابهاي مرجع آشنايي داشته باشد. چه منابع كهن و قديمي، و چه منابع جديد. منابع « رابط » منابعي هستند كه پژوهشگر را به منابع اصليتر متصل ميكنند، مثل فهرستها، نمايهها، كتابشناسيها و مقاله نامهها. «كتاب مرجع » كتابهايي است با ساختاري منظم و فصل بندي و تدوين حساب شده كه در زمينههاي مختلف علمي، ادبي، تاريخي، اجتماعي و ... آگاهيهاي فوري و دقيق به ما ميدهد. كتابهايي از نوع: اطلاعات عمومي، دايرة المعارفها، واژه نامهها، زندگينامهها، سالنامهها، فهرستها، نمايهها، راهنماها، منابع جغرافيايي، فهرست مقالات، كتابنامهها، كتابشناسيها و ... از كتابهاي مرجع محسوب ميشود. «مأخذ»، هم به صورت كتاب و نوشتجات ميتواند باشد، هم منابع زنده، يعني محققان و صاحب نظران و آگاهاني كه در موضوعات مختلف، معلومات دقيق و ارزندهاي دارند، اينان هم از مأخذ ما در امر تحقيق ميتوانند به حساب آيند. « منابع غير كتابي » نيز مأخذ پژوهش به حساب ميآيد، همچون تصويرها، مواد ديداري و شنيداري، فيلمها، نوار ويدئو و اسلايد، نوار ضبط صوت، ميكرو فيلم و ... انسانهاي محقق و صاحب نظر نيز به نوعي منبع غيركتابي محسوب ميشوند. به علاوه، محقق بايد ارزش و اعتبار منابع مختلف را هم مورد توجه قرار دهد و از دهها منبع مختلف پيرامون موضوع، بداند كه كداميك معتبرتر و كدام يك فاقد ارزش و اعتبار است. نويسندة فلان كتاب، چه فكري و روشي داشته و امثال اينگونه آگاهيها، كه به نتيجه گيري از مطالب يك كتاب منبع هم مربوط ميشود و روي آن تأثير ميگذارد. طرح تحقيقاتي منظور، داشتن برنامه و طرح، براي مرحلة اجرايي يك تحقيق است؛ يعني هم مشخص ساختن كيفيت و سبك و محدودة كار و نقطة شروع و پايان، و هم منظور داشتن هدف و نتيجه. در ذهن بايد ترسيم شود كه ميخواهيم چه كنيم و با طي چه مراحلي به نتيجه گيري نزديك شويم. ريزتر كردن عناوين موضوع هر موضوع كلي، قابل تقسيم به اجزا و محورهاي كوچكتر و مشخصتري است كه كار پژوهش را آسانتر ميكند. محوربندي يك موضوع، هم ذوق و ابتكار ميخواهد و هم معلومات عمومي و آگاهيهاي خاصّ آن موضوع. عناوين ريز يك موضوع، هرچه بيشتر افزايش يابد، به شناختهتر شدن ابعاد مختلف آن موضوع كمك ميكند. موضوع ابتداييترين كار، تعيين موضوع است، محقق بايد قبل از شروع كار تحقيقي، بداند كه در جست وجوي چيست و موضوع پژوهش و محدودة آن كدام است؟ و چه ابعادي دارد؟ مناسب است كه پژوهشگر، در انتخاب موضوع به نكات زير توجه كند: ـ علاقه و اشتياق به موضوع ـ ميزان توانايي خود در زمينة موضوع تحقيق ـ سودمندي آن براي جامعه، مثمر ثمر بودن و رفع نياز ـ قابل تحقيق بودن موضوع و ميزان منابع موجود و لوازم پژوهش، تا تحقيق او نيمه تمام نماند ـ محدود بودن دامنة موضوع، به خصوص اگر محقق تازه كار است، تا از عهدة جمع و جور كردن و به پايان رساندن آن برآيد و در نيمة راه رها نكند. منظور از روش در تحقيق، ارائة مهارتها و تجربههايي است كه دستيابي به هدف را آسانتر و عمليتر ميسازد و با صرف وقت كمتر، نتايج بيشتري به دست ميآيد. اين نكته، در كلّية روشها مطرح است. يعني هر كاري بر مبناي«روش»هاي برگرفته از تجربهها و موفقيتها انجام پذيرد، تضمين بيشتري براي بهره دهي آن خواهد بود و افرادِ «داراي روش» موفقترند و مبتدياني كه با روش افراد موفق آشنا ميشوند، زودتر به نتيجه ميرسند. تأليف از ريشة « الفت » و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار ميبرند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است. مؤلف، صرف گردآورندة مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كنندة مطالبي است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشهاي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست ) كه اين كار از بسياري برميآيد ) بلكه انديشمندي است كه نظريهاي را با برهان و دليل، اثبات يا رد ميكند، يا مطلبي جديد كشف مينمايد، يا مطلب كشف شدهاي را تكميل ميكند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات ميرساند. « نظريه پردازي » و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوهاي محققانه ميطلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمة تحقيق ميتواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي « يافتهها » ميتواند نظر بدهد.
«هنری وان دایک»
ادامه مطلب
معيارهای يک مقاله علمی – پژوهشی
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نكات جنبي اين نكات، بيشتر به شكل نوشته و آراستگي ظاهري و كيفيت ارجاعات و ... مربوط ميشود و رعايت آنها در تدوين نتيجة تحقيقات، لازم و مفيد است:
به بيان ديگر: « دادن اطلاعاتِ سازمان يافته، با نظر مشورتي در امري كه بر مبناي آن تصميم گيريِ آگاهانه براي گيرندة گزارش امكان پذير باشد.»
به هر حال، در كار تحقيقي روي متون و منابع خاص دربارة هر بحث و جمله و تعبير و فراز، هرچه بيشتر دقت و انديشه شود تا بيشترين مفاهيم و نكات جديد كشف شود، كار تحقيق، مفيدتر و جامعتر خواهد بود
ايجاد سيستم ارتباطات و بايگاني دقيق يافتهها و كشف شدهها و شماره و كد و علامت و ... به امر بهرهگيري از يادداشتها كمك ميكند.
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
شما از طريق لينك زير مي توانيد به تلفن مورد نظر خود در سراسر كشور دسترسي داشته باشيد:
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------
فرهاد سلطاني -------------------------

